قبول! سیب زمینی را نمی خرند! خوب که چی؟ این دلیل می شود تا من روستایم را ترک

کنم؟ کشاورزی ثمر آنچنانی ندارد؟! کود شیمیایی هر کیسه چهل هزار تومان؟! مزد کارگر

بیست تابیست و پنچ هزار تومان؟! مرغ کیلویی هفت هزار و پانصد تومان؟!خوب که چی؟اینها

باید ابزار ترک خانه و کاشانه من باشند؟ جوانهای روستا به سمت دام اعتیاد می روند! فلان

مواد فروش را در روستا  بارهادستگیرمی کنند و لی باحمایت فلان مقام آشنا!!!دوباره آزاد       

می شود و او دوباره به روستا برمی گردد و سوار برموتور دوباره اقدام به  توزیع مواد مخدر

می کند!!! سیصد و پنجاه گونی سیب زمینی را بهار امسال نزدیک کوه فلان در کنار روستای

سفتگان چال کرده ام و بولدوزر دولت آنها را دفن کرد!!!( این عین عبارت دوست عزیز من است

که از شدت استیصال و درماندگی در روستا در ابتدای بهار امسال چنین کاری کرده است) !

 آیا با این مشکلات، تنها راه چاره ترک روستاست؟!

برو ببینیم بابا! نفست از جای گرم درمی آید! تپه کهریز را ـ که جزو آثار باستانی روستاست به

همدیگر فروختند و شخم زدند و صاف کردند و رویش را سیب زمینی و گندم کاشتند! قبرستان

ارامنه را شخم زدند و از ان استخر درست کردند تا کشاورزی کنند!!! خوب! باشد چنین کرده

اند و البته کار بسیار زشت و غیرانسانی مرتکب شدند ولی آیا تو باید هر جا فشاری را متحمل

شدی شانه خالی کنی و مثل آدمهای ضعیف فرار کنی؟!

خوب پس چه کارکنم؟

چند دقیقه به حرفام گوش کن!

۱- اقا دور کاشت سیب ز مینی را موقتاً برای یکی دو سال خط بکش! چی میشه؟!!! به جای

کاشت محصول پر زحمت و پرهزینه سیب زمینی بیاو محصولات دیگه رو امتحان کن! گندم

بیشتر بکار! یونجه بکار! عدس و لوبیا و نخود بکار!هُلِّر و قَرکُره بکار! چی میشه؟! خداوکیلی

چرا نمیکاری؟

۲ - به جای کاشت این محصول بی ثمر! و به جای زغال کردن در چشم برف! بیا و درکنار

کشاورزی خود مثلاً زنبور پرورش بده! عسل تولید کن چرا دیگران باید کندوهایشان را بیارن و از

گل و بوته و شهد بیابان روستا استفاده کنن؟! تو خودت این کار را بکن!

۳- چرا ماهی پرورش نمی دهی؟ ماهی نه در انبار می ماند ، نه فاسد می شود، نه به

کسادی بازار برخورد میکند! و نه به فصل خاصی اختصاص دارد! یالله همین الان بهش فکر

کن! و اقدام کن! بجنب!

۴- چرا با امکانات مناسب روستا ما حتی یه پرورش مرغ و یا مرغداری نداریم؟ آیا ناف ما

روستاییها را با سیب زمینی بریده اند؟

۵- چرا پرورش شترمرغ و بوقلمون و ... نداریم! چرا؟ واقعاً چرا؟

۶- پرورش قارچ چطور؟ کاری بسیار آسان با نیاز به امکانات بسیار کم و با بازار مصرف عالی!

چرا انجام نمی دهی؟

۷ - و فرصتهای بسیارزیاد دیگری که همت و غیرت تو را می طلبد هموطن عزیز من در روستا!

گذشته از مسایل ذکر شده بالا آیا تو در شهر به غیر از کارگری و شغلهایی در سطح پایین

خواهی رسید؟

بی حساب می گم؟!