در نقد شرایط کنونی حاکم بر روستا مسئله ای دیگرکه به شدت رخ می نماید و متاسفانه به صورتی هویدا
همچون اکثرمناطق کشور درزندگی روزمره ی مردم ساری و جاریست مسئله ی تلخ و اندوهبار" اعتیاد "است.
خدای ناکرده به هیچ وجه ، هدفم تخریب چهره ی زحمتکشان و درد آشنایان این عرصه ی مخوف نیست ؛ چه
کسانی که به این افیون خانمانسوز دچار شده اند و هستی شان را افعی بی مهر اعتیاد بلعیده است و چه بسا
خودشان را و خانه و خانواده و زن و فرزند را در این مسیر به تباهی کشانده اند و چه عزیزانی که برای سامالن
بخشیدن به زندگی این عزیزان بیمار رنجها و مرارتهای طاقت فرسایی را متحمل شده و فداکارانه و صبورانه تلاش
می کنند تا آنچه را در توان دارند هزینه کرده و یک زندگی رو به تباهی را نجات ببخشند ! من هرگز نمی خواهم
کسی را متهم کنم چون در این رابطه در خود صلاحیت لازم را نمی بینم که برای به پای میز دادگاه کشاندن
شخص و یا ارگانی اظهار نظر کنم و دلیلم این است که اولاً ریشه ی این بلا که بر زندگی مردم شریف ایران فرود
آمده است صددرصد در بیرون مرزهای کشور است و ریشه کنی این جزام زندگی سوز نیاز به یک حماسه ی
جهانی دارد و دوماً رهایی از این سیل ویرانگر نیازمند زمان بوده و رهایی از این بند قرص و محکم ، یک پروسه ی
طولانی و هدفمند را می طلبد.به هر حال امیدوارم این هیولای سرسخت با همت عزیزان در دام افتاده و تلاش و
صبر و غیرت مسئولان و دوستان و دلسوزان در بند شده و سایه ی شوم اعتیاد از زندگی مردم عزیز کشور من ،
روستای من و حتی دنیا رخت بربندد و مجال زندگی دوباره به بیماران این عرصه خوفناک اعطا شود.
و اما فریاد بزنم که در روستای من هم متاسفانه این معضل به چشم می خورد و من در گشت و گذاری که در
صحرا و کوهستان و چند باغ به جای مانده در روستا داشتم بدبختانه ابزار به جای مانده از استعمال دخانیات را
به وفور دیدم و حقیقتاً بسیار افسوس خوردم که چرا باید صحرا و کوهستان که زمانی در آن بسیار به ندرت از این
اتفاقات می افتاد الان باید مکانی امن و در دسترس باشد برای ارتکاب به این عمل زشت و غیرانسانی؟
راستش حجالت کشیدم تصاویر مربوطه را قرار بدهم و عزیزانی که قصد مخالفت با این مطلب دارند کافیست سری
به صحرا بزنند و در کنار چشمه ها و درون باغها را کمی جستجو کنند...!
آنقدر این بدبختی رایج و معمول شده که من خودم بارها شنیده ام که وقتی موتورسواران و یا اتومبیل سوارانی به
سمت صحرا حرکت می کنند ؛ گفته می شود : فلانی و فلانی هم رفتن یه سر بکشن!!!
این جمله بارها درباره ی خود من هم استفاده شده،شنیدم کسانی گفته اند که پسر فلانی هم برای دود و
دمش تا به روستا می اید به همراه دوستان برای سیخ وسنگ به صحرا می رود!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
جهت اطلاع و اطمینان عزیزان همشهری بازدیدکننده عرض کنم : من به روح پدر بزرگوارم قسم می خورم تا حالا
هرگز گرد استعمال مواد مخدر نرفته و انشالله هرگز شأن انسانی و هویت خودم را به منجلاب نخواهم کشید!
... در اخر ضمن هشدار به جوانان عزیز مبتلا و آرزوی رهاییشان از این بلای هولناک و توفیق بیشتر برای تمام
زحمتکشان این عرصه ی مقدس ، بار دیگر اعلام میکنم قصدم اعلام خطریست که جوانان روستای مرا همانند
تمامی جونان عزیز کشورم تهدید می کند و هرگز نخواسته ام شخص و یا ارگانی را زیر سوال ببرم چرا که میدانم
مبارزه با دیو دیوانه ی اعتیاد سخت و زمانبر بوده و معتقدم با یک بسیج همگانی فرهنگی و آموزشی و حمایت
سازمانهای ذیربط و البته خانواده ها و صبر و بردباری ، این مصیبت خاموش از جامعه ی انسانی ما دور خواهد شد!
یا علی